السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
154
مقدمه نقض و تعليقات آن
تاريخ وصاف را كه در ص 123 - 124 همين مقدمه مذكور است تا اين عبارت « فكن لهذا الامر بالمرصاد و ترقب اول النحل و آخر صاد » نقل كرده و بيانات سودمند ديگرى نيز در آنجا ذكر كرده است هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند ) . صاحب شذرات الذهب تحت عنوان « ست و خمسين و ستمائة « گفته ( جزء خامس ، ص 284 ) : « و فيها ابن صلايا الصاحب تاج الدين أبو المكارم محمد بن نصر بن يحيى الهاشمى العلوى نائب الخليفة باربل ؛ كان من رجال الدهر عقلا و رأيا و هيبة و عرفا وجودا و و سؤددا ، قتله هلاكو فى ربيع الآخر بقرب تبريز » . ابن الفوطى در الحوادث الجامعة ضمن بيان حوادث سال ششصد و پنجاه و شش بعد از ذكر فتح بغداد و قتل مستعصم تحت عنوان « ذكر من توفى من الاعيان بعد الواقعة » گفته ( ص 237 ) : « و توفى تاج الدين ابو المعالى محمد بن الصلايا العلوى ناظر اربل قتل بجبل سياه - كوه ، كان قد قصد حضرة السلطان بعد وقعة بغداد ليقرر حاله فأمر بقتله ، و كان كريما جوادا فاضلا متدينا به بالغ فى عقوبة من يفسد أو يشرب الخمر » . اينكه مصنف ( ره ) در نقض گفته ( ص 37 ) : « از بغداد كم زنبيلى گير » . مأخوذ از مثلى است كه در كتب مؤلفه در قرن ششم و هفتم نظما و نثرا به كار رفته است نظامى در خسرو و شيرين گفته ( ص 270 ) چاپ وحيد ) : بشادى بر لب شط جام جم گير * كهن زنبيلى از بغداد كم گير در تاريخ وصاف ضمن ذكر قضيهء مذكور است ( ص 42 ) جلد اول از چاپ پنج جلدى ) : « چون به هيچ حال وجود چنوئى محل مضايقت و منافست نبود باتفاق گفتند ( مصراع ) : كهن زنبيلى از بغداد كم گير » . در روضة الصفا در مجلد ششم تحت عنوان « معاودت سلطان سعيد و قرار دادن خاطر خطير بر تحصن » ضمن بياناتى مذكور است : « و بدين بهانه بهلول حق ولى نعمت فراموش كرده و بجانب شهر توجه نمود و يكى از ظرفا حضرت اعلى را مخاطب ساخته در شأن بهلول و حركت ناپسنديدهء او گفته : اى تير تو در ديدهء اعدا ميلى * در حضرت تو پيادهء چون پيلى بهلول گر از سپاه تو رفت چه باك * كم گير ز بغداد كهن زنبيلى فائدة - چون در اين مجموعه از كتاب « المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم » ابن - الجوزى مكرر در مكرر نقل كرده و نام بردهايم و بعضى از مردم بتوهم اينكه « انتظم » مطاوع « نظم » و از قبيل مد و امتد است و متعدى استعمال نشده است كلمهء « المنتظم » را در اين مورد بكسر ظاء خوانده و صيغهء اسم فاعل تصور كردهاند در صورتى كه نظر برعايت سجع با كلمهء « الامم » اين كلمه را بايد بصيغهء اسم مفعول و بفتح ظاء تلفظ نمود و تصور اينكه تاء افتعال در اينجا مفيد مطاوعه است باطل است زيرا تاء افتعال در اينجا مفيد مبالغه است مانند كسب و اكتسب ؛ اينك بذكر دليل مدعا مىپردازيم تا شبهه بر طرف شده و كلمه صحيحا به كار رود . سيد عليخان ( ره ) در كتاب شريف رياض السالكين در شرح اين فقره از دعاى روز عرفه « رب صل على محمد و آله صلاة تنتظم صلوات ملائكتك و انبيائك و رسلك